ذانلودتم گوشي مدل نوكيا وسوني اريكسون باتمام ورژنها

اينجابيش از۱۰۰تم از مدل گوشي هاي سوني اريكسون ونوكيابراي دانلود گذاشتم اميدوارم خوشتون بياد.اگه بيشترخواستيدبگيدتابراي دانلودبذارم

ادامه نوشته

خدا چيست؟

خدا آن حس زیباییست كه در تاریكی صحرا
         
                       زمانی كه هراس مرگ میدزدد سكوتت را
                  
                                                    یكی مثل نسیم دشت میگوید

                                                                               كنارت هستم ای تنها ...

خودم...!

The image “http://www.irupload.ir/images/jhrdc2iyixkne4k96w1k.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

استادیوم های فوتبال

بیش از۱۰۰ عکس ازاستادیومهای تمام دنیا فقط با یک کلیک!  راستی وقتی عکسهرو سیو کنید تو کامپیوترتون بزرگه

 

ادامه نوشته

عكسهاي زيباي فوتبالیستهای ایرانی

یه مشت عکس فوتبالیستهای ایران روگذاشتم حال کنی

ادامه نوشته

و این آغاز انسان بود...

و این آغاز انسان بود...


از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.


فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.


انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.


خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و  از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...


و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.


انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.


خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.

به نقل از وبلاگ روح و روح


آنگاه

آنگاه كه دوست می داری همواره كسی به یاد تو باشد

 به یاد من باش

كه من همیشه به یاد تو هستم

از طرف بهترین دوست تو خدا

 ...(سوره بقره-آیه 152 (

یا علی (ع)

     ( بسم الله الرحمن الرحیم )

خطبه ای از امام علی (ع) : 

سپاس خدایی را که شناخته است ، بی آنکه دیده شود ؛

و آفریننده است ، بی آنکه اندیشه ای به کار برد ؛

بود ، و کار جهان را اداره می نمود ؛ هنگامی که نه از آسمان نشانی بود ، و نه از ستارگان

و نه از فلک توی در توی ، نه شبی تیره فام ، ونه دریایی آرام نه کوه هایی با راه های گشاده و نه دره ای پیچ و خم در آن افتاده ؛ نه زمینی گسترنده ، ونه آفریده ای بر روی آن رونده .

او پدید آورنده آفریدگان ، و وارث همگان است .

خدای آنان و روزی دهنده ایشان است .

آفتاب و ماه به رضای او گردانند ؛

هر تازه ای را کهنه می گرداند و هر دوری را نزدیک می گرداند .

روزی آنها را قسمت کرد و کردار و رفتارشان را برشمرد : از نفس ها که زنند ، و رازهایی که در سینه ها پنهان دارند ؛ تا آن هنگام که عمرشان سر رسد و اجلشان در رسد .

خدایی که کیفر او بر دشمنانش سخت است ، در عین رحمت ، و رحمت او فراگیر دوستان است .

در حال سختگیری او بر آنان هر که بر او چیرگی جوید ، مقهورش سازد ، و هر که با او دشمنی ورزد ، به هلاکش دراندازد .

هر که به او کینه ورزد خوارش سازد و تیره روز است ، و هر که او را دشمن گیرد خدا بر او پیروز است .

آن را که به او توکل کرد ، بسنده است ؛ و آنکه از او خواست ، دهنده ، و آنکه او وام گرفت ، وامش را گذارنده و هر که او را سپاس دارد ، جزا دهنده .

بندگان خدا ! خود را بسنجید پیش از آنکه آن را بسنجند وبه حساب نفس خویش برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند .

پیش از آنکه مرگ گلوهایتان را بگیرد و نفس کشیدن نتوانید .

رام و گردن نهاده پیش از آنکه به سختی رانده شوید .

وبدانید آن کس که نتواند خود را پند دهد تا از گناه باز دارد ، دیگری را نباید تا این کار را برای او به جای آرد .


هوالعزیزالحکیم

هوالعزیزالحکیم

زمانی که اقیانوس باشی تفاوتی ندارد که چندین نهر ، رودخانه و دریا به تو وصل می شود .

کدام رودخانه پرآبت می کند و تو کدام یک از آنها را پر آب میکنی

با اتصال مؤثر و بادوام با خدا ، اقیانوس بودنت را حفظ کن

که سرمایه گران بهای تمام نشدنی زندگیت است .

 

اگه چیزی ناراحتت کرده

 

اگه چیزی ناراحتت کرده

اگه کسی نیست که حرف تو رو بشنوه

اگه کسی بی خود و بی جهت با تو دشمنی داره

دل به خدا بسپار.

دلت رو به یاری او محکم و استوار کن.

جز به خدا به چیز دیگه ای دل نبند.

به او توکل کن و برای آرامشت نماز بخون و بدون که اون داره تو رو می بینه.

دلش برات می لرزه.................



رحمت واسعه

یا ارحم الراحمین

 

امام صادق-علیه السلام- میفرمایند:

خداوند عز و جل به داود پیامبر (که درود بر پیامبر ما خاندانش و بر او باد ) میفرماید:

 

ای داود !

هرگاه بنده مومن من گناهی کند و سپس از آن گناه برگردد و توبه کندو هنگام یاد کردن آن گناه از من شرمسار شود او را بیامرزم و آن گناه را از  یاد فزشتگان نگهبان اعمال ببرم و آن را به نیکی تبدیل کنم و از این کار مرا باکی نیست چرا که من مهربانترین مهربانانم....

 

یا حق

الله جمیل و یحب الجمال

قشنگ كوچك

گفت : كسی دوستم ندارد. میدانی چقدر سخت است این كه كسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود كه جهان را ساختی. حتی تو هم بدون دوست داشتن... !

خدا هیچ نگفت.

گفت : به پاهایم نگاه كن! ببین چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار می دهم. دنیا را كثیف می كنم. آدم هایت از من میترسند. مرا میكشند برای اینكه زشتم. زشتی جرم من است.

خدا هیچ نگفت.

گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها و پروانه ها‚مال قاصدك ها‚ مال من نیست.

خدا گفت : چرا مال تو هم هست.

دوست داشتن یك گل‚ دوست داشتن یك پروانه یا قاصدك كار چندان سختی نیست. اما دوست داشتن یك سوسك‚ دوست داشتن تو كاری دشوار است.

دوست داشتن كاری است آموختنی؛ و همه رنج آموختن را نمی برند.

ببخش كسی را كه تو را دوست ندارد.زیرا كه هنوز مؤمن نیست. زیرا كه هنوز دوست داشتن را نیاموخته. او ابتدای راه است.

مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زیرا همه از من است. و من زیبایم. من زیبائیم‚ چشم های مؤمن جز زیبا نمیبینند. زشتی در چشم هاست. در این دایره هرچه كه هست‚نیكوست. آن كه بین آفریده های من خط كشید‚ شیطان بود. شیطان مسئول فاصله هاست.

حالا قشنگ كوچكم! نزدیكتر بیا و غمگین نباش.

قشنگ كوچك حرفی نزد و دیگر هیچگاه نیندیشید كه نازیباست.

 

کربلا

 

یارب الحسین !

شاید زیاد پیش آمده باشد که آخر روضه ها با همه ی جمع زمزمه کرده باشی :" تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده" ... یا اینکه با صدای بلند بعد از دعا برای زیارت کربلا آمین گفته باشی...

اینها که می خوانی نوشته های یک نفر است که پایش به لطف یکی از همان آمین ها به کربلا رسیده است. برای همین می فهمد که اگر دلت می خواهد کربلا بروی حق داری چون کربلا با همه جای دنیا فرق دارد.

یک خیابان در دنیا وجود دارد که با همه ی خیابانهای دیگر دنیا فرق دارد . یک جایی به اسم : "بین الحرمین" . یک طرف این خیابان حرم امام حسین است و یک طرفش حرم حضرت ابالفضل. حالا فکر کن از دری که از حیاط حرم امام حسین به سمت قبله باز می شود بیرون بیایی و به موازات این خیابان بیست قدم یا کمی کمتر یا بیشتر از حرم فاصله بگیری یک بلندی می بینی که قبلا تپه ای بوده است که حضرت زینب از آن تپه اتفاق های میدان را می دیده است . ازآن بلندی که به سمت حرم و محل شهادت حضرت اباعبدالله نگاه کنی ناخود آگاه می گویی : چه نزدیک! چقدر حضرت زینب صبور بوده است که همه ی مصیبتها را از جایی به این نزدیکی دیده است و صبر کرده است . حالا همان طور به موازات بین الحرمین از آن تپه فاصله بگیر. به اندازه یک کوچه ی کوتاه که بروی به جایی می رسی به اسم خیمه گاه . اینجا همان جایی ست که خیمه های اهل بیت به آتش کشیده شده است. خوب که گوش کنی می شنوی همه ی صداهایی را که بچه های امام حسین می شنیدند. اینجا انقدر به میدان نزدیک هست که بچه ها بفهمند وقتی دیگر صدای الله اکبرهای بلند بابا از دوردست شنیده نمی شود معنی اش این است که بابا هم شهید شده است. در کربلا می توانی همه ی اتفاق هایی را که تا بحال شنیده ای ببینی و بفهمی اما فقط برای فهمیدن مصیبت کربلا نیست که آدمها آرزوی زیارت آنجا را دارند. در احادیث هست که هرکه به زیارت امام حسین(ع) می رود چهارهزار فرشته به استقبالش می روند و او را همراهی می کنند. امام صادق (ع) فرموده اند هرکس امام حسین را زیارت کند اهل آسمان او را دعا می کنندوپیامبر(ص) و حضرت علی(ع)و حضرت زهرا (ع) و همه ی ائمه او را دعا می کنند و همه ی گناهانش بخشیده می شود و در آخرت فرشتگان به استقبال او می آیند و از حوض کوثر به او آب می دهند و... ولی بازهم به خاطر اینهمه ثواب نیست که خیلی ها آرزوی زیارت کربلا را دارند ...

حتما تابحال شده است که حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را نداشته باشی . که دلت از یک چیزی گرفته باشد . که دلت بخواهد گریه کنی یا یک جور دیگری سبک شوی . کربلا آغوش باز امام حسین به روی توست. امامان ما پدران ما هستند . کربلا آغوش باز پدر مهربانی ست که وقتی در این آغوش باز جای می گیری همه چیز از یادت می رود . آرام می شوی . دلت می خواهد ساعتها در بین الحرمین بنشینی و به دو سویت نگاه کنی و به هیچ چیز فکر نکنی. انگار در دنیایی که باید در آن مرتب بدوی یک فرصت طلایی به تو داده باشند که یک جای آرام و متفاوت و باصفا بنشینی و آرامش ذخیره کنی ...

اگر تا امروز هم دلت نخواسته بود بروی کربلا . امروز بخواه . از خدا بخواه و مطمئن باش حتی آرزوی رفتن و زیارت کربلا با همه آرزوهای دنیا فرق دارد.

آثار بی نظیر سجده بر انسان

یا حکیم

بررسی های علمی ای که در مرکز تکنولوژی پرتو افکنی ملی قاهره انجام شده تأکید بر این دارد که : سجده کردن برای خدا انسان را از مبتلا شدن به ورم و آماسهای سرطانی حفظ می کند. همانطور که از زن حامله و معلولیت هایی که متوجه جنینش می شود حفظ می نماید، علاوه بر این انسان را از امراض متعدد جسمی و روحی مصون می دارد.

دکتر محمد ضیاء الدین استاد علوم بیولوژی  می گوید: بی شک انسان در معرض دریافت مقدار زائدی از پرتوها قرار می گیرد به ویژه در این عصر، عصری که انسان از تمام جوانب با میدانهای مغناطیسی محاصره شده بسر می برد. وی پیرامون کیفیت تخلیه ی این بارها الکترو مغناطیسی زائد خارج از بدن می گوید:
در خلال تحقیقات به این نتیجه رسیدم که عملیات تخلیه بارها از راه سجده برای خداوند سبحان و متعال محقق می شود . و این همان چیزی است که خداوند ما را بدان امر کرده و پیامبر گرامی ( ص ) به ما توصیه نموده 
 أقرب ما یکون احدکم من ربه و هو ساجد فأکثروا من الدعاء فیه ) بنده هنگام سجده، از هر حالتی، به خدا نزدیکتر است، پس در سجده به کثرت دعا کنید.
بررسی و تحقیقات علمی تأکید دارد : ( هر زمان که از محور طولی انسان کم شود یعنی زمانی که کوتاه شود، مدت قرار گرفتن الکترومغناطیسی کاسته می شود )
دکتر ضیاءالدین اضافه می کند: کشف شده که انسان در حالت سجود، محور طولیش کم می شود و بالتبع تأثیر بارها نیز بر او کاسته می شود وسپس عملیات تخلیه بارها از راه اتصال پیشانیش بر زمین شروع می شود، بطوریکه بارهای مثبت از جسم انسان به طرف زمین که از آن به بار منفی تعبیر شده انتقال می یابد، در نتیجه عملیات آزاد سازی یا تخلیه بارها انجام می شود . تنها این نیست که این عمل از طریق پیشانی انجام می گیرد، بلکه هنگام سجده کردن هفت عضو از اعضای جسم با زمین تماس پیدا می کنند . همانطور که پیامبر ( ص ) می فرمایند: ( إذا سجد العبد سجد معه سبعة اعضاء ... ) هنگامی که بنده سجده می برد همراه با او هفت عضو از اعضایش سجده می برند ـ که عبارتند از پیشانی، بینی، دوکف دست، دوزانو، قدمها ـ) در نتیجه عملیات تخلیه بارها به اسانی انجام می گیرد .
در ساعات سجده کردن است که انسان از فشار های عصبی و همچنین از امراض دیگر مصون می شود.
در ادامه دکتر ضیاءالدین می گوید: در خلال تحقیقات و بررسی ها برایم معلوم شد، برای اینکه عمل تخلیه بارها بصورت صحیح و درست انجام شود لازم و ضروری است که در حالت سجده به سمت مکه ـ کعبه ـ توجه شود.
و این همان کاری است که ما در نمازمان انجام می دهیم و آن را قبله می نامیم. چرا که مکه تنها مرکز خشکی در تمام هستی است . همانطور که تحقیقات نشان می دهد، توجه  به سمت مکه در سجود بهترین حالت و جهت است برای آزاد سازی و تخلیه بارها، یعنی روبه مرکز زمین قرار گرفتن، کاری که انسان را از هموم و ناراحتی ها نجات می دهد، تا بعد از آن به آرامش روحی دست پیدا کنند.
وی پیرامون مزیّت به پرداختن نمازهای پنجگانه بصورت صحیح آن می گوید: حقیقتاً نمازهای پنجگانه ی مفروضه برای خارج کردن تمام بارها کافی است.
من معتقدم که در این واجبات فلسفه و اعجاز علمی وجود دارد، مثلاً در مدتی که ما در خوابیم، ما از ناحیه جسمی تحت عوامل شیمیایی و اکسیده شدن قرار می گیریم , فرا رسیدن نماز صبح این روند را از بین می برد و انسان، با نشاط، سرحال و سر زنده روزش را آغاز می کند ؛ سپس نماز ظهر برای از بین بردن خستگی ها و فشارهای عصبی و روحی که ناشی از فعالیت و مشغله کاری است ، وارد عمل می شود،  همچنین نماز عصر نیز، بقایایی که از این فشار جسمی و روحی بجای مانده را, پاکسازی می کند. اما به نسبت به مغرب باید گفت که هر چیز ناشناسی که مخل سیستم و مکانیزم جسمی انسان باشد  از بین می رود و اینگونه منظومه ی پاکسازی جسم با نماز عشاء تکمیل و به پایان می رسد و انسان با انجام دادن این نمازهای پنجگانه در طول مدت شبانه روز با شعف و آرامش و سکونت روحی، بخواب می رود، بطوریکه از هیچ یک از نواحی جسمی و روحی احساس بی خوابی، خستگی و کوفتگی و آشفتگی و پریشانی نمی کند.
منبع: مستور

یا لطیف

یکی از هم اتاقیهام یه جمله نوشته بود و بالای تختش به دیوار زده بود.

هر وقت چشمم بهش میفتاد احساس می کردم هیچ مشکلی ندارم .انرژی مثبت می گرفتم.

..........................

وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای نا امیدی نیست.

خدایا من تو را دارم

                       پس تا تو را دارم

                                           چه غم دارم؟؟


برای کسانی که دلی از دریا دارند

کمک به فرشتگان زیبای کشورمان

برای كمك به فرشتگانی كوچك گرد هم آمده ایم تا با قطرات باران الطاف شما عزیزان ، دریایی از محبت و عشق بسازیم . تقدیمش كنیم به آنان كه در زمان تولدشان غم را تجربه كرده اند.برای نو باوگان و شیر خوارانی كه غم بی مادری را چشیده اند . آنان كه با وجود آنكه اختلالات جسمانی دارند لیكن ، حق عاشقانه زیستن را دارند.بیایید دردی را از سینه كسانی بر داریم كه توان تحمل این همه زجر را ندارند .

آنها زنده هستند و مثل ما احساس دارند


انجمن حمایت از بیماری های خاص.......بانک ملی : شعبه اسکان  34 34

انجمن تالاسمی ایران..................بانک ملت : شعبه بهشتی  6/ 5151

شیر خوار گاه آمنه...................بانک ملت : شعبه فیاض بخش 105010

با نهایت تشکر از تمام کسانی که با کمکها و الطافشان در این امر مهم مشارکت میکنند

خدا..

خدا بیشتر از آن چه در قصه ها می گویند مهربان است

خدا بیشتر از ان چه مادر بزرگها می گویند بخشنده است

خدا بیشتر از ان چه می گویند است!!!!

الله اکبر

معجزه خداوند در قرآن كریم باعث شد كه یك دانشمند مشهور آمریكایی به دین اسلام روی آورد.
 
تیمی از دانشمندان آمریكایی دریافتند كه برخی از گیاهان استوایی فركانس هایی مافوق صوت از خود صادر می كنند كه به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است.
دانشمندانی كه حدود سه سال به تحقیق ومطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند كه این پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صدمرتبه در ثانیه تكرار می شوند.
یك تیم آمریكایی این آزمایش را در برابر یك گروه علمی در انگلیس انجام دادند كه در بین این گروه، یك دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مساله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: مامسلمانان این مساله را در 1400 سال پیش تفسیر كرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قرآن را قرائت كرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن كه او را به پاكی می ستاید ولی شما ذكر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است.»
زمانی كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح كرده و یك جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا كرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد
گروه تحقیقاتی مقاله نت بزودی یک محاسبه اختصاصی با این دانشمند خواهد داشت.
 
منبع : آریا

GODISNOWHERE

"GODISNOWHERE"

"This can be read as "GOD is no where

"or as "GOD is now here

.every thing in life depends on how you look at them

....Always think positive



ثروت

الهی

                 چه دارد آنکه تو را ندارد

                                                        و

                                                               چه ندارد آنکه تو را دارد...

تلاش مرد کور

 

مردی بود كور كه خیلی زود از خواب بیدار شد تا نماز صبح را با جماعت در مسجد بخواند وی لباس خود را پوشید و وضو گرفت سپس راهی مسجد شد در نیمه راه پای او لیز خورد و بر روی زمین افتاد و لباسش كثیف شد دوباره به خانه برگشت و لباسش را پوشید و وضو گرفت و برگشت تا اینكه در مسجد نماز بخواند و برای بار دوم در همان مكان اول پایش لیز خورد و افتاد و باز هم لباسش كثیف شد دوباره به خانه برگشت و لباسش را عوض كرد و وضو گرفت و راهی مسجد شد در وسط راه با مردی كه چراغ در دستش بود روبرو شد از آن مرد پرسید كه تو كی هستی مرد جواب داد كه من تو را دیدم كه دوبار در وسط را افتادی و با خودم گفتم كه راه تو را نورانی كنم تا بتوانی به مسجد بروی و آن مرد با آن مرد كور به مسجد رسیدند و مرد كور به آن مرد گفت كه بیا داخل نماز بخوانیم اما آن مرد خودداری كرد دوباره به او گفت كه بیا نماز بخوانیم این بار مرد به شدت خودداری كرد بعد از آن مرد كور از او پرسید چرا دوست نداری نماز بخوانی مرد در جواب گفت كه من شیطانم در بار اول من تو را بر زمین انداختم تا نتوانی به مسجد بروی اما وقتی كه تو به خانه برگشتی خداوند تمام گناهانت را بخشید و برای بار دوم كه تو را انداختم و تو هم دوباره به خانه برگشتی و راهی مسجد شدی خداوند تمام گناهان اهل بیت تو را بخشید و برای بار سوم ترسیدم تو را بیندازم مبادا دوباره برگردی و خداوند بوسیله این كارت تمام گناهان اهل روستا را...

نقل از سایت کلوب

یاد خدا

 

در لحظه شادی:پروردگار را ستایش کن. حمد و سپاس مخوص اوست و هیچ کس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست .

در لحظه سختی :فقط از خداوند کمک بخواه .او بهترین فریادرس است و همیشه با تو در کنار توست .

در لحظه حیرانی و گمراهی:فقط خدا را خدا جستجو کن .او هدایت گر به سوی نعمت هاست.راه درست را از او بخواه چرا که تنها او از پیدا و نهان با خبر است.

در لحظه آرامش:معبود را مناجات کن .او تنها اجابت کننده دعاهاست. برای همه دعا کن به خصوص برای کسانی که در حقشان بدی کرده ای و همین طور برای کسانی که با تو مشکل دارند ودر آخر برای خواسته های خودت دعا کن .او گوش می دهد .

در لحظه ناامیدی :امیدت به خدا باشد .او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که از" این بگذرد".

در لحظه تنهای :پروردگار را صدا بزن .او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد.همین الان می توانی حضورش را در کنارت حس کنی.فقط کافی است صدایش بزنی. او تنها یار تنهایی هاست.

در لحظه نیاز:حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن زیرا "نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت و اگر نه ذلت " در حالی که طلب از او بر آورده شود نعمت ". و اگرنه حکمت "و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است.

در لحظه دردناک :به خداوند اعتماد کن.او بهترین معتمد است و هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.

در لحظه دلشکستگی :دلت را به خداوند بده.او بهترین مونس است.همیشه برای تو وقت دارد وهیچ گاه دل تو را نمی شکند.

در لحظه عاشق شدن :خالق عشق را در نظر داشته باش.باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.

در لحظه نگرانی و دلواپسی:از ذکرش غافل نشو چون "یاد خدا آرام بخش دلهاست. "همه چیز درحیطه قدرت و کنترل اوست.پس توکلت فقط به خدا باشد.کارها را به او بسپار تا زمان انتظاربه آخر برسد.

در لحظه پیروزی :از معبود تواضع و فروتنی طلب کن.از غرور بپرهیز که بزرگترین اشتباه است که خدا از غرور خیلی بدش می آید .

در لحظه شکست:مطئمن باش خداوند دست تو را گرفته است و نمی گذارد زمین بخوری مگر انکه که خودت دست او را رها کنی. هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.

در لحظه ضعف و ناتوانی :از قادر مطلق توانایی بخواه.هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست. همه چیز برای خداوند بزرگ ممکن هست ممکن.

در لحظه کار:به خداوند تکیه کن.او محکم ترین تکیه گاه و پشتیبان است.و هر کاری را به نام او شروع کن .بکوش و پشتکارداشته باش .سپس همه چیز را به خداوند واگذار کن.کسی که خود حرکت می کند.خداوند به او برکت می دهد.

در لحظه تاریکی:با نور کلامش دلت را روشن کن و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.

در لحظه پریشانی :به خداوند پناه ببر که او امن ترین پناهگاه است.و سر پناه بی پناهیان.

در لحظه دلتنگی :با معبود خود راز و نیاز کن.او دانای اسرار و نهان و محرم رازهاست.

همیشه در همه حال پروردگار را با صدای آرام و با احترام بخوان.او قدرت و ظرفیت و انجام هر کاری را دارد.توجه ات را از خود و خلق برداشته و به وی معطوف کن.

خداوند تو را عاشقانه .بدون هیچ قید و شرطی تو را دوست می دارد .و هیچ چیز نمی تواند از شدت این عشق بکاهد.او در لحظه های خواب و بیداری ,اضطراب و آرامش ,کار و تفریح و خلاصه در هر موفقیت و شرایطی مراقب تو و لطفش شامل حالت است.به معبود بیندیش ایمانت را محکم کن و از او آمرزش بخواه.همه چیز درست می شود.انشاءالله

 

یادداشتی ازطرف خدا

من خدا هستم.

امروز من همه مشكلاتت را اداره میكنم.

لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نیاز ندارم.

.

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید كه قادر به اداره كردن آن نیستی،برای رفع كردن آن تلاش نكن. آنرا در صندوق SFGTD (چیزی برای خدا تا انجام دهد) بگذار.همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من،نه تو.  

وقتی كه مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نكن.

در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی كه الان در زندگی ات وجود دارد تمركز كن.

.

اگر در یك ترافیك سنگین گیر كردی ،نا امید نشو،

توی دنیا مردمی هستند كه رانندگی برای آنها یك امتیاز بزرگ است.

.

شاید یك روز بد در محل كارت داشته باشی،

به مردی فكر كن كه سالهاست بیكار است و شغلی ندارد.

.

ممكنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری،

به زنی فكر كن كه با تنگدستی وحشتناكی روزی دوازده ساعت،هفت روز هفته را كار میكند تا فقط شكم فرزندانش را سیر كند.

.

وقتی كه روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی،

به انسانی فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده.

.

وقتی ماشینت خراب میشود  و تو  مجبوری برای یافتن كمك مایلها پیاده بروی،

به معلولی فكر كن كه دوست دارد یكبار فرصت راه رفتن داشته باشد .

.

ممكنه احساس بیهودگی كنی و فكر كنی كه اصلا برای چی زندگی میكنی  و بپرسی هدف من چیه ؟

شكر گذار باش .در اینجا كسانی هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافی برای زندگی كردن نداشتند .

.

ممكنه خودت را قربانی تندی ، جهل ، پستی یا تزلزلهای مردم ببینی،

به یاد داشته باش ،همه چیز میتواند بدتر هم باشد.تو هم میتوانستی یكی از آنها باشی.  

.

وقتی متوجه موهایت كه تازه خاكستری شده در آینه میشوی،

به بیمار سرطانی فكر كن كه آرزو دارد كاش مویی داشت تا به آن رسیدگی كند.

.

ممكنه تصمیم بگیری این مطلب رو برای یك دوست بفرستی،

متشكرم از شما،ممكنه در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری كه خودت هرگز نمیدانستی !

..................................

خدای من !

در این ماه مبارک رحمت تطهیر کننده ات را بر من فرو ببار تا سپید چون برف کوهساران شوم

و با تمام قلب،ذهن و روحم به تو عشق بورزم.


عیسی درخانه بدکاره

در کتاب داستانهای تفسیر کشف الاسرار آمده است که؛ عیسی (ع) را دیدند که از خانه زن بدکاره ای بیرون آمد. گفتند: یا روح الله، این مکان نه جای تو است. چگونه به این خانه افتادی؟ در پاسخ گفت: هنگام شب از خانه بیرون آمدیم تا بر صخره ای بلند رویم و با خدا مناجات کنیم، راه اصلی بسته بود، پس افتادیم به خانه این زن. و آن زنی بود در بنی اسرائیل به ناپارسایی معروف. چون روی عیسی دید، دانست که مردی بزرگ به خانه اش آمده است. پس برخاست و در خاک افتاد . بسی تضرع و زاری کرد و از او خواست که از خداوند بخواهد گناهان گذشته او را بیامرزد. عیسی چنان کرد. گناهان او بخشیده شد و زن در کوی صلاح آمد. به عیسی خطاب رسید: ما می خواستیم که تو این زن را در رشته دوستان آوری، از این جهت آن راه بر تو بگردانیدیم.

اگه نخواهم تو خدای من باشی کی رو باید ببینم؟

روزی موسی برای عبادت راهی کوه طور بود.شخصی از بنی اسرائیل که 600 سال عمر داشت به موسی (ع) عرض کرد:یه حرف بزنم میری به خدات بگی؟ فرمود:بگو.گفت: یا موسی! برو به خدای خودت بگو  من اگر خدایی تو رو نخوام باید کی رو ببینم؟باید چکار کنم دوس ندارم تو بهم روزی برسونی؟نمی خوام تو خدای ما باشی.موسی (ع) خدمت پروردگار رسید اما از شرم این سوال را نپرسید.خداوند فرمود:موسی! چرا کار بنده منو نگفتی؟ عرض کرد: پروردگارا شرم کردم.شما که همه چیز رو میدونی. خداوند فرمود:به بنده ما سلام برسون و بگو تو اگه دوس نداری روزی تو رو بدم، ولی من دوس دارم روزی تو رو بدم.تو اگه منو دوس نداری من تو رو دوس دارم.تو دوس نداری ما خدایی تو رو بکنیم اما ما دوس داریم تو بنده ما باشی.موسی از طور برگشت.اون شخص پرسید چی شد پیغام منو رسوندی؟گفت بله.گفت چی جواب داشت بده خدات؟گفت خدا اینطوری فرمود. اون مرد هی یه خورده فکر کرد.600 سال راهو اشتباه رفته.هی سرش رو پایین انداخت می گفت عجب خدای مهربونی داری موسی.میشه دینت رو به منم عرضه کنی؟بنده به سجده رفت و موسی یادش داد گفت سرتو بذار رو سجده بگو خدا نفهمیدم، غلط کردم.همین که سر روی سجده گذاشت جان به جان آفرین تسلیم کرد.موسی دید که روحش رو به آسمان می برند.گفت موسی این بنده با ما رفیق شد دیگه تنهاش نمی ذاریم.

عكس هاي زيبايخوانندگان وبازيگران خارجي

اينجاچندعكس زيباگذاشتم حال كنيد.وقتي عكسه ارو سيو كنيد بزرگ ميشه

ادامه نوشته

عكسهاي زيباي فانتزي

ابنجا بيش از۳۰ عكس فانتزي با كيفيت فوق العاده گذاشتم تاباهاش وبلاگهاتون رو زيباكنيد.راستي اگه بازم ازاين مدل عكسها خواستين حتمابگين چون من خيلي قشنگ ترازاينارودارم چون زياده مجبورشدم كم بذارم

ادامه نوشته

خودم...!

The image “http://www.irupload.ir/images/jhrdc2iyixkne4k96w1k.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 

شروع كن

یا اول و یا منان



شروع کن

آن نعمتهایی را که داری یکی یکی بنویس و ببین اگر آنها را نداشتی چه میشد...
تمام که شد
آن موقع آن نعمتها را که نداری  یکی یکی بنویس و ببین که زیاد هم فقیر نیستی...
درسته که فقیر کسیه که خدا رو نداره.....

الهی به داده ها و نداده ها و گرفته هایت شکر
که داده هایت نعمت
نداده هایت حکمت
گرفته هایت امتحان است

الهی همه ما را در این زندگی زود گذر برای رسیدن به حیات جاوید پیروز گردان و در دنیا و آخرت ما را شمل لطف و کرم خویش قرار بده که ما بندگان رو سیاه جز یک خدا دیگر کسی را برای ترحم نداریم....

زخم عشق

یا خیر الحافطین

سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود . اما زخمی در پهلو دارم . زخمی که به دشنه ای تیز ، پدر برایم به یادگار گذاشته است.

هزار سال است که از زخم پهلوی من خون میچکد و من نوشدارو ندارم .

پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو ، برابر هیچ کی کاووسی ، گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان . زیرا درد است که مرد ، می زاید و زخم است که انسان می آفریند .

پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست . پس زخمهایت را گرامی دار . زخمهای کوچک را نوشدارویی اندک بس است ، تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد ؛ و هیچ نوشدارویی ، شگفت تر از عشق نیست . و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست .

او که نامش خداوند است .

پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر .

اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد ، دستهایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد !

زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد . من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم ، زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم ، که انسانم ...

پدرم وصیت کرده است و گفته است : از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد ، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت ...

دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدر است .
میراث پدر علیه السلام


از سایت کلوپ