کربلا
یارب الحسین !
شاید زیاد پیش آمده باشد که آخر روضه ها با همه ی جمع زمزمه کرده باشی :" تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده" ... یا اینکه با صدای بلند بعد از دعا برای زیارت کربلا آمین گفته باشی...
اینها که می خوانی نوشته های یک نفر است که پایش به لطف یکی از همان آمین ها به کربلا رسیده است. برای همین می فهمد که اگر دلت می خواهد کربلا بروی حق داری چون کربلا با همه جای دنیا فرق دارد.
یک خیابان در دنیا وجود دارد که با همه ی خیابانهای دیگر دنیا فرق دارد . یک جایی به اسم : "بین الحرمین" . یک طرف این خیابان حرم امام حسین است و یک طرفش حرم حضرت ابالفضل. حالا فکر کن از دری که از حیاط حرم امام حسین به سمت قبله باز می شود بیرون بیایی و به موازات این خیابان بیست قدم یا کمی کمتر یا بیشتر از حرم فاصله بگیری یک بلندی می بینی که قبلا تپه ای بوده است که حضرت زینب از آن تپه اتفاق های میدان را می دیده است . ازآن بلندی که به سمت حرم و محل شهادت حضرت اباعبدالله نگاه کنی ناخود آگاه می گویی : چه نزدیک! چقدر حضرت زینب صبور بوده است که همه ی مصیبتها را از جایی به این نزدیکی دیده است و صبر کرده است . حالا همان طور به موازات بین الحرمین از آن تپه فاصله بگیر. به اندازه یک کوچه ی کوتاه که بروی به جایی می رسی به اسم خیمه گاه . اینجا همان جایی ست که خیمه های اهل بیت به آتش کشیده شده است. خوب که گوش کنی می شنوی همه ی صداهایی را که بچه های امام حسین می شنیدند. اینجا انقدر به میدان نزدیک هست که بچه ها بفهمند وقتی دیگر صدای الله اکبرهای بلند بابا از دوردست شنیده نمی شود معنی اش این است که بابا هم شهید شده است. در کربلا می توانی همه ی اتفاق هایی را که تا بحال شنیده ای ببینی و بفهمی اما فقط برای فهمیدن مصیبت کربلا نیست که آدمها آرزوی زیارت آنجا را دارند. در احادیث هست که هرکه به زیارت امام حسین(ع) می رود چهارهزار فرشته به استقبالش می روند و او را همراهی می کنند. امام صادق (ع) فرموده اند هرکس امام حسین را زیارت کند اهل آسمان او را دعا می کنندوپیامبر(ص) و حضرت علی(ع)و حضرت زهرا (ع) و همه ی ائمه او را دعا می کنند و همه ی گناهانش بخشیده می شود و در آخرت فرشتگان به استقبال او می آیند و از حوض کوثر به او آب می دهند و... ولی بازهم به خاطر اینهمه ثواب نیست که خیلی ها آرزوی زیارت کربلا را دارند ...
حتما تابحال شده است که حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را نداشته باشی . که دلت از یک چیزی گرفته باشد . که دلت بخواهد گریه کنی یا یک جور دیگری سبک شوی . کربلا آغوش باز امام حسین به روی توست. امامان ما پدران ما هستند . کربلا آغوش باز پدر مهربانی ست که وقتی در این آغوش باز جای می گیری همه چیز از یادت می رود . آرام می شوی . دلت می خواهد ساعتها در بین الحرمین بنشینی و به دو سویت نگاه کنی و به هیچ چیز فکر نکنی. انگار در دنیایی که باید در آن مرتب بدوی یک فرصت طلایی به تو داده باشند که یک جای آرام و متفاوت و باصفا بنشینی و آرامش ذخیره کنی ...
اگر تا امروز هم دلت نخواسته بود بروی کربلا . امروز بخواه . از خدا بخواه و مطمئن باش حتی آرزوی رفتن و زیارت کربلا با همه آرزوهای دنیا فرق دارد.
گفتند: عشق چیست؟