شیطان پرستی salehMEXET

جام جم آنلاين: يک گروه تحقيقاتي نسبت به گسترش شيطان‌پرستي در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بيش از 70 فرقه شيطان‌پرستي در کشور فعال هستند.

به گزارش برنا، موقعيت جغرافيايي فعاليت اين جريان مخرب و ويرانگر اخلاقي برخي ازشهرهاي نقاط مرکزي و جنوب غربي ايران است و خشونت، خونخواري و آدم زدايي از ويژگي هاي آن به شمار مي رود به گونه اي  که برخي از جوانان هوادار اين جريان‌ها با آسيب رساندن به خود و ديگران درصدد ارتقاي جايگاه خويش در گروه هستند.

بنا بر اين گزارش، رفتار خشونت آميز اعضاي گروهاي شيطان پرست با حيوانات و برخي از اطرافيان نيز بسيار تاسف‌بار و قابل تامل است.

يک کارشناس ارشد فرهنگي با اشاره به پوشش ها و مدل‌هاي جديد مد برخي از دختران و پسران از گسترش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي ابراز نگراني کرد و گفت: اين جريان ضد فرهنگي از دهه 70 وارد کشور شد و در سايه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه هاي زيرزميني در برخي از شهرستان ها و مراکز استان و همچنين  تهران بزرگ ريشه دوانيد.

به نوشته برنا، در تحقيقات مستندي که به تازگي در اختيار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس هاي گشاد، لباس هاي رنگي جلف، انگشتر‌هاي خاص تيغ دار، دستبندهاي متنوع و عجيب، گردنبندهاي اسکلتي با موهاي بلند يا سر طاس به عنوان نشانه‌هاي ويژه گروه‌هاي همسو با شيطان پرستي بيان شده است.

در اين گزارش تاکيد شده است که علاوه بر ماهواره ها و سايت‌هاي اينترنتي، انتشار کتب متعدد براي ترويج اين جريان در داخل کشور عامل رواج اين فرقه ها شده است.

برنا خاطرنشان ساخت: جريان شيطان پرستي در غرب با ابزار موسيقي اعلام موجوديت کرد و روابط نامشروع، موسيقي متال، رفتارهاي ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورايي و جادوگري از ويژگي هاي اين جريان است.
 
يك عضو گروه تحقيقي كه علاوه بر گزارش، فيلم مستندي از فعاليتها و رفتارهاي شيطان پرستان در ايران تهيه كرده است،‌ در گفت وگو با برنا،  حتي از نفوذ علائم گروههاي شيطان پرستي در رسانه هاي گروهي کشور سخن گفت و از اين وضعيت، ابراز تاسف کرد.

 وي كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخي از آهنگ هاي آگهي بازرگاني، و  تيتراژ برخي فيلمها و سريال ها، در کنار صحنه آرايي برخي برنامه ها، برگرفته از آئين‌ها و ملودي‌هاي گروههاي شيطان پرستي است.

اسرائیل ..............................salehMEXET

بحران‏های اقتصادی
اقتصاد اسرائیل، در ابتدای تشکیل، به واسطه پشتیبانی انگلیس (قیم فلسطین) و سرازیر شدن سرمایه‏های یهودیان ثروتمند، این کشور و استفاده از آن در بخش تولید، از رشد قابل ملاحظه‏ای برخوردار بود. به شکلی که تولید ناخالص ملی(1) آن، هر پنج سال دو برابر می‏شد،در حالی که تعداد جمعیّت یهود نیز هر هشت سال دو برابر افزایش می‏یافت.(2) این تحول به معنای رشد چشم‏گیر اقتصادی آنان بوده که به تدریج به برتری اقتصادی یهودیان بر عرب‏های فلسطینی انجامید.

این رشد اقتصادی، رژیم صهیونیستی را بر آن داشت تا به تأسیس ارتشی مجّهز و آماده و نیز جذب مهاجران و تأسیس سازمان‏های جدید حکومتی، چون: مراکز درمانی، بانک مرکزی، بیمه، رادیو و... دست بزند.(3)

طی سال‏های بین 1973 تا 1985، اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلایل مختلفی چون: متحمل شدن هزینه‏های زیاد در جنگ 1973/1352، افزایش قیمت نفت و هم‏چنین کاهش سرمایه‏گذاری‏های خارجی، و فقدان بازار فروش و صادرات کالاهای تولیدی و...،(4) دچار رکود شدیدی گردید. در این دوره،دولت اسرائیل، با کنترل میزان رشد تورم،کاهش هزینه‏های دولتی،بهره‏گیری از کمک‏های ویژه آمریکا و اجرای سیاست‏های اصلاح اقتصادی،بحران را مهارکرد، تا جایی که روند رشد اقتصادی رو به افزایش یافت. در این دوران،به بخش صنعت و دو بخش مرتبط با آن، یعنی ساختمان و خدمات، بیش از بخش کشاورزی توجّه شد. در بخش صنعت، صنایع نظامی گسترش زیادی یافت، به طوری که اکنون این رژیم، از سازندگان و صادرکنندگان مهّم هواپیماهای جنگی، موشک، مهمات، سلاح‏های شیمیایی و...،شمرده می‏شود.

در خصوص وضعیت کشاورزی نیز، با آنکه به آن توجّه کمتری می‏شود، ولی همه نیازهای غذایی خود را در داخل تأمین می‏کند.از عوامل رشد اقتصادی اسرائیل، دریافت مساعدت‏های خارجی، به شکل وام، و کمک‏های بلاعوض یا تسهیلات تجاری است.دریافت غرامت یهودآزاری از دولت آلمان نیز در رشد اقتصادی این کشور بسیار مؤثر بود؛ به بیان دیگر،اسرائیل پس از اینکه به عنوان یک دولت،تشکّل یافت، خود را نماینده همه یهودیان جهان معرفی نمود، و با این ادعا توانست قراردادهای متعددی با دولت آلمان منعقد کند که بر اساس آن، این کشور می‏باید مبالغی را به عنوان غرامت به زیان دیدگان یهودی، به دولت اسرائیل بپردازد.از جمله این قراردادها، پرداخت 882 میلیون دلار،به صورت رایگان به اسرائیل است که این مبلغ باید به مصرف خرید خدمات از آلمان برسد.(5)

رژیم صهیونیستی در راستای قراردادهای منعقده با آلمان، مدعی شد که تمام سپرده‏های بانکی یهودیان در بانک‏های اروپایی، به ویژه بانک‏های سوئیسی که صاحبان آنها فوت کرده‏اند،بدون مطالبه باقی مانده، از این رو باید به آن دولت برگردانده شود که از این طریق نیز 900 میلیون دلار عاید آن گردید. علاوه بر این دولت آلمان به قربانیان حکومت نازی غرامت شخصی پرداخت کند که این پرداخت همچنان ادامه دارد،و مبلغ آن تنها در سال‏های 1975 تا 1981، به 8/2 میلیارد دلار رسیده است. کلاوس کینکل، وزیر خارجه آلمان در می سال 1996 اعلام نمود که کلّ کمک‏های آلمان به اسرائیل تا این سال، بالغ بر 60 میلیارد دلار است.(6)

از دیگر کمک‏های خارجی به اسرائیل، کمک‏های دولت آمریکا و یهودیان آمریکا است که به صورت‏های مختلف صورت می‏گیرد. حجم کمک‏های اقتصادی آمریکا به رژیم اسرائیل، از سال 1948 تا سال 1996، به رقم 6/27 میلیارد دلار بالغ می‏گردد که این مبلغ در آغاز هر سال مالی، به صورت رایگان، از طرف خزانه‏داری آمریکا در اختیار اسرائیل قرار می‏گیرد.(7)

از سوی دیگر،بررسی‏های به عمل آمده نشان می‏دهد که حجم کمک‏های اعلان نشده آمریکا به رژیم صهیونیستی، چند برابر ارقام اعلام شده است. آمریکا علاوه بر کمک‏های مالی، به طرق مختلف، در راستای حمایت از آن رژیم گام برداشته است. از آن جمله کمک‏های غیر مستقیم، ایجاد بازار فروش کالاهای اسرائیلی در آمریکا، اعطای اعتبارات و تسهیلات مالی از سوی بانک‏های تجاری آمریکا و سرمایه‏گذاری مستقیم دولت و شرکت‏های خصوصی آمریکا در قلمرو اسرائیل است.

وقوع انتفاضه در سرزمین فلسطین و تداوم آن،هزینه‏ها، خسارت‏ها و تبعات گوناگونی برای رژیم صهیونیستی داشته است؛ مانند خسارات و تبعات منفی رکود اقتصادی ،پیامدها و تبعات منفی نظامی، و خسارت‏های جانی. وجود ناآرامی در مناطق فلسطینی و ایجاد تنش و بحران در منطقه خاورمیانه، کاهش چشم‏گیر حجم سرمایه گذاری‏های خارجی در اسرائیل را به همراه داشته است. این امر موجب شده تا اسرائیل فرصت‏های مناسب برای جذب سرمایه‏های خارجی را از دست بدهد و هزینه‏های مضاعفی را متحمّل شود.

روزنامه جروزالم پُست، طی گزارشی که در تاریخ 9 نوامبر سال 2000 منتشر کرد، از خروج 3/1 میلیارد شیکل(هر دلار معادل 62/4 شیکل است) از شرکت‏های سرمایه‏گذاری سهام در اکتبر همان سال خبر داد.(8) براساس این گزارش، دارایی‏های شرکت‏های نامبرده، به دلیل وقوع رویدادهای خشونت آمیز در انتفاضه، به میزان هشت درصد کاهش یافته است.

به گزارش یکی از شماره‏های روزنامه هاآرتص (اکتبر2000 / مهر 1379) پس از انتفاضه الاقصی، تلاش برای جذب اسرائیلی‏ها به حوزه ساختمان سازی بیشتر شده است.به نظر بنیامین، وزیر مسکن اسرائیل، صنعت خانه سازی از کمبود شدید نیروی انسانی کار رنج می‏برد که علّت آن بر سر کار حاضر نشدن حدود 70000 فلسطینی، به دلیل اعمال خشونت‏آمیز ضد فلسطینی‏هاست.(9) بخش کشاورزی نیز دچار همین مشکل شده است،به ویژه در امور صیفی‏کاری و پرورش گل، به طوری که نماینده صیفی‏کاران اسرائیل و شورای باغداران کشور،خواستار ورود فوری 5000 کارگر خارجی به کشور است؛ حتی صاحبان رستوران‏ها نیز خواهان ورود فوری 6000 کارگر خارجی می‏باشند.(10) این کاهش نیروی کار، در صنایع دیگر رژیم صهیونیستی، نیز به چشم می‏خورد، و این مسأله به عنوان یک بحران در جامعه اسرائیل به حساب می‏آید.

واردات فوری نیروی کار خارجی و استخدام گسترده آنها به طور قابل ملاحظه‏ای به اقتصاد اسرائیل کمک کرده است،امّا مشکلات اقتصادی و اجتماعی دیگری نیز به وجود آورده است.دستمزدهای پایین نیروی کار خارجی،در ظاهر به اقتصاد کمک می‏کند، امّا در این میان،باعث ناامید شدن ده‏ها هزار اسرائیلی برای ورود به حوزه کاری، چون ساختمان سازی، کشاورزی، خدمات رسانی و...،شده است.اسرائیلی‏ها ترجیح می‏دهند به جای این که به جستجوی کار در صنایع نامبرده بپردازند به مزایای بیمه بیکاری وابسته بشوند، که این هم هزینه گزافی را بر اقتصاد اسرائیل وارد می‏سازد.

به دنبال ناآرامی‏ها در اسرائیل، موءلفه‏های درآمد سرانه ملی که نشان‏گر میزان رشد اقتصاد است و واردات و صادرات و...، کاهش شدیدی یافته است؛ این در حالی است که مصرف‏گرایی در جامعه اسرائیل به میزان 4/5 درصد و میانگین بیکاری حدود 9 درصد افزایش داشته است.(11) بر اثر بحران اقتصادی، دولت اسرائیل با کسری بودجه مواجه شده و اثرات این کسر بودجه در زندگی اسرائیلی‏ها ظاهر شده که شکل‏گیری اعتصابات و اختلاف در میان نیروهای دولتی و...، از شواهد این امر است.

بنا بر گزارش هاآرتص، پس از اینکه رژیم صهیونیستی برای تأمین بودجه دفاعی کشور که خود اقدامی در جهت حفظ امنیّت شهروندان است، ناگزیر شد بخشی از کلّ بودجه مصوب دولت در سال 2002، را به این امر تخصیص دهد، در دیگر بخش‏های دولت کسربودجه به وجود آمد و در این راستا اعتصابات زیادی صورت گرفت.از جمله این اعتصابات می‏توان به اعتصاب اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه‏ها به دلیل کمبود میزان حقوق پرداختی، اعتصاب 1050 تن از کارمندان دفتر مرکزی اداره بیمه، و اعتصاب کارگران اداره ثبت املاک و کارمندان وزارت کار و اداره گمرک اشاره کرد(12) که علّت اصلی همه آنها، اعتراض به کاهش حقوق پرداختی یا بودجه تخصیصی به سازمان و نهاد محل خدمت‏شان بوده است.


مسئله آب

آنچه امروزه تحت عنوان روند صلح در خاورمیانه شناخته می‏شود، در حقیقت،قسمتی از یک سناریوی امنیتی کلان است که رژیم صهیونیستی به همراه آمریکا، می‏کوشد آن را به اجرا در آورد. با این حال،عوامل متعددی در توفیق یا عدم توفیق این روند دخیل هستند که از این میان،می‏توان به نقش چشم‏گیر و حساس آب و نحوه مدیریت منابع آبی موجود در منطقه اشاره کرد. آب از همان ابتدا به عنوان یکی از ارکان امنیتی اسرائیل مطرح بوده و حتی پیش از تأسیس این دولت از سوی صهیونیست‏ها، به عنوان یک منبع حیاتی در معادلات کلان منطقه، مطرح می‏شده است؛ امّا از سال 1948 تا به امروز، اسرائیل مشکلات عدیده‏ای در خصوص تأمین آب مورد نیاز خود یافته و آمارهای موجود، حکایت از کمبود آبی بالغ بر یک سال ذخیره آبی و عدم توانایی منابع داخلی برای تأمین نیازهای فزاینده اسرائیل دارد.

مهم‏ترین اقدامات صهیونیست‏ها در زمینه آب، که نشانگر آگاهی آنها به این مایع استراتژیک است بدین شرح است؛ آرمان جاه طلبانه صهیونیسم برای تأسیس کشوری به نام اسرائیل، به‏گونه‏ای طراحی شده که منابع آبی مهم منطقه را در بر می‏گیرد، از این رو، در کنفرانس بال سوئیس،تئودور هرتسل در مقام تشریح مرزهای دولت یهود، به مزرهای آبی استناد نموده و به طور جدّی الحاق آن به دولت یهود را خواستار می‏شود.(13) متعاقب آن،وایزمن بر تأمین خواست‏های اسرائیل در زمینه آب تأکید کرده، و تحصیل آنها را ضروری می‏شمارد، به همین دلیل یهودیان نسبت به وضعیت آب در منطقه خاورمیانه حساسیت ویژه‏ای داشته و هستی اسرائیل را در گرو گرفتن منابع آبی منطقه می‏دانند، و دستیابی به منابع آبی برای آنها، به صورت یک آرمان درآمده است.

استراتژی اسرائیل در زمینه آب بر سه رکن نظامی، دیپلماتیک و حمایت کشورهای قدرتمند از آن رژیم استوار است که کلاً در خدمت مطامع و آرمان‏های عالی گردانندگان رژیم صهیونیستی قرار دارد.(14) اسرائیل آب را نه یک منبع اقتصادی، بلکه یک مسئله سیاسی، نظامی و امنیتی می‏داند که با ادامه موجودیّت آن ارتباط تنگاتنگ دارد بر این اساس، آب رودخانه نیل که پس از رودخانه می سی سی پی، دومین رود طولانی جهان است و حدود 6700 کیلومتر طول دارد و منبع اصلی انرژی کشورهای آفریقایی اتیوپی، سودان،تانزانیا، کنیا، روآندا ،بوروندی، زئیر، اوگاندا و مصر است، یکی از زمینه‏های همکاری اتیوپی و اسرائیل است.(15) اتیوپی با سیاست‏های ویژه خود در استفاده از آب رود نیل، در جهت صهیونیستی کردن رودخانه نیل گام برمی‏دارد و از این جهت،اسرائیل از اتیوپی به عنوان برگه‏ای در بازی سیاسی ـ نظامی با مصر استفاده می‏کند،و با توفیق در تسلط بر نیل ،شش کشور مصر، سودان، سومالی، جیبوتی، عربستان و یمن را به محاصره خود درمی‏آورد.

اسرائیل برای به دست آوردن منابع آبی منطقه، از روش‏های مختلفی چون زور، تهدید و... بهره برده است.از جمله مصادیق کاربرد زور توسط این رژیم آن است که در سال 1964 جریان رود اردن را در محل خروج از جنوب دریاچه طبریه منحرف کرد و با ایجاد سدّ در این نقطه،مانع ادامه مسیر طبیعی رود اردن شد و آب آن را با تلمبه‏های بسیار قوی، وارد شبکه‏ای متشکل از صدها کیلومتر لوله عریض کرد.(16) اسرائیل از این شبکه به عنوان تأسیسات آب رسانی ملّی یاد می‏کند.تأسیسات مذکور، آب رود اردن را به حیفا، تل‏آویو و صحرای نقب انتقال می‏دهد و با این اقدام، اسرائیل رود اردن را به بزرگ‏ترین منبع ذخیره و مصرف آب خود تبدیل کرد.

رژیم صهیونیستی در سال 1967، حدود 1250 کیلومتر از بلندی‏های جولان سوریه را نیز به جهت موقعیت سوق‏الجیشی و استراتژیک آن، به تصرف خود درآورد.(17) اسرائیل با اشغال بلندی‏های جولان که دارای بارندگی‏های فراوان هم می‏باشد،کنترل سرچشمه‏های رود اردن، رود حاصبانی، رود نیاس در سوریه و چشمه دان را به چنگ آورد. توسعه‏طلبی‏های ارضی - آبی اسرائیل، به تصرف کرانه‏های غربی رود اردن، بلندی‏های جولان و... ختم نمی‏شود،تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1982/1361 نیز،در همین راستاست،یعنی، یکی از اهداف عمده اسرائیل از اشغال جنوب لبنان، اشراف بر مسیر رودخانه لیتانی بود، که با استقرار کامل در آن منطقه،می‏توانست مجرای رودخانه لیتانی را به سوی اسرائیل تغییر دهد.(18)

رژیم صهیونیستی، در بسیاری موارد نیز سعی کرده، از اهرم‏های فشار و تهدید برای رسیدن به اهداف خود در این زمینه بهره گیرد. این استراتژی در حوزه کشورهای عربی تأثیرگذار بوده است، به طوری که برخی کشورهای عربی امتیازات ویژه‏ای به اسرائیل اعطا نموده‏اند؛ برای مثال در ژوئیه سال 1987، سوریه موافقت‏نامه احداث سدّی برای ذخیره سازی 225 میلیون متر مکعب آب امضا کرد، و از بانک، برای اجرای آن، تقاضای 300 میلیون دلار سرمایه نمود.(19) در این میان اسرائیل به عنوان یک کشور مجاور، اعلام کرد که 100 میلون متر مکعب از این آب باد سهم این کشور قرار داده شود؛ در غیر این صورت،تمام تلاش خود را برای عدم اعطای وام به کار خواهد گرفت، و اگر این پروژه به هر شکل صورت پذیرد، اقدام به بمباران و تخریب آن خواهد نمود،که نهایتاً هم وام آن کشور به تصویب نرسید.

رژیم صهیونیستی با اتکاء به توان تکنولوژی و توسل به زور، چه به صورت آشکارا، یعنی جنگ و چه به صورت تهدید، توانسته است خود را در معادلات آبی منطقه مطرح سازد،(20) به گونه‏ای که مشروعیت هرگونه قرارداد آبی در منطقه را، مشروط بر این می‏داند که سهم اسرائیل نیز،می‏بایست در آن قراردادها، لحاظ گردد، و گرنه طرفین قرارداد را در اجرای پروژه، با مشکل مواجه خواهد نمود،تأکید بر رکن نظامی ،عنصر زور و اجبار، هیچ‏گاه نتوانسته است، مشکل آبی رژیم صهیونیستی را مرتفع نماید. از این رو،آن رژیم برای رفع مشکل بحران آبی و رسیدن به اهداف خود به روش‏های غیر نظامی هم ،متوسل شده است. سیاست چماق و هویج اسرائیل با تمسّک به روش‏های مسالمت‏آمیز،در کنار تهاجمات نظامی تکمیل می‏گردد.

اسرائیل پس از یک دوره تهاجم و سلطه بر اراضی و منابع آبی، دریافت، که با مذاکره و صلح، بیش از جنگ می‏تواند در رسیدن به اهدافش گام بردارد، از این رو،به انعقاد قرارداد صلح با کشورهای عرب دست زد. اسرائیل تاکنون، در زمینه قراردادهای صلح و مذاکرات دو جانبه با برخی کشورهای عربی، گام‏هایی برداشته، و قراردادهای مهمی با کشورهایی چون مصر، اردن، سازمان آزادی‏بخش فلسطین و...، منعقد کرده است. عموم این قراردادها با پروتکل‏های اقتصادی همراه است، که نوع مناسبات اقتصادی دو جانبه را میان اسرائیل و طرف‏های قرارداد تعیین می‏کند.

رژیم صهیونیستی علاوه بر سیاست‏های علنی خود، باب مذاکرات ویژه‏ای را هم گشوده است که فرض اصلی آن،تطمیع کشورهای مقابل و در نتیجه، عقد قراردادهایی است که در نهایت یک‏پارچگی و وحدت کشورهای منطقه را در مقابله با خواسته‏های اسرائیل، مخدوش ساخته و از بین می‏برد.اردن، که مایل به درگیری با اسرائیل نیست، اقدام به عقد قرارداد صلح سال 1994، با اسرائیل نمود، که مطابق با آن، رژیم صهیونیستی ضمانت کرد، سالیانه 200 میلیون مترمکعب آب به اردن، به ویژه از رود یرموک بدهد،(21) که در این خصوص،باید گفت که رژیم صهیونیستی به مفاد قرارداد عمل ننموده،زیرا،در سه سال منتهی به سال 1997، سقف آب دریافتی اردن از محل قرارداد فوق الذکر، به 50 میلیون مترمکعب در سال رسید، که آن هم،عموماً از رود یرموک نبوده است.

سیاست خارجی اسرائیل در قبال ترکیه نیز،به میزان زیادی در راستای رسیدن به منافع آبی می‏باشد.مقوله آب و نقش ترکیه در آن، دارای اهمیّت و حسّاسیّت ویژه‏ای است،و علّت این امر نیز،به موقعیّت جغرافیایی این کشور باز می‏گردد، که سرچشمه دو رود مهمّ دجله و فرات را در خود جای می‏دهد. اسرائیل به خاطر جایگاه ویژه ترکیه، و جلوگیری از لطمه خوردن منافع آبی خود، بسیار مایل است تا بیش از پیش به ترکیه نزدیک شود.از این رو،در این راستا، اقدام به عقد قراردادهایی با آن کشور نموده است.به طور مثال:اسرائیل در قبال کمک به ترکیه در حلّ مسأله کردهای آن کشور، یا تأمین امنیّت ترکیه، از طریق اعمال فشار بر کشورهای همسایه ترکیه که اختلافات مرزی با آن کشور دارند و...، خواهان سهم بیشتری از آب ترکیه می‏باشد.(22)

در مذاکرات صلح اسرائیل و سوریه در سال 2000، اسرائیل معتقد بود که مرز آن کشور و سوریه، خطوط علامت‏گذاری شده توسط دولت‏های استعماری (انگلیس و فرانسه) در سال 1923 است،(23) بر این اساس، خط مرزی سوریه و اسرائیل، 10 متر از داخل دریاچه طبریه می‏گذرد،ولی سوریه معتقد است، مرزهای 4 ژوئن 1967 مرزهای رسمی اسرائیل و سوریه به شمار می‏رود.(24) بنابراین، دریاچه طبریه در داخل قلمرو سوریه قرار می‏گیرد، از این رو،سوریه به عنوان مالک یکی از مهم‏ترین منابع آبی منطقه محسوب می‏شود،ولی اسرائیل با طرح سوریه مخالفت کرده و مذاکرات متوقف شد.کاهش منابع آبی اسرائیل،افزایش مصرف آب داخلی و...،اسرائیل را به تلاش بیشتر برای دست‏یابی به منابع آبی جدیدتر کشانده است.


رویکرد به اقتصاد جهانی

از ویژگی‏های صهیونیست‏ها، سلطه‏طلبی آن‏ها، در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و...،است، که این ویژگی،ناشی از تفکرات بنیان‏گذاران صهیونیست می‏باشد.

به زعم صهیونیست‏ها، یکی از ابعادی که در رسیدن به آرمان تشکیل حکومت جهانی می‏بایست مورد توجّه قرار گیرد، بعد اقتصادی و سیطره پیدا کردن بر اقتصاد جهان است،چنانچه در پروتکل‏های صهیونیست آمده است، آن‏ها برای تحقق خواسته‏های خود،در سلطه بر اقتصاد جهانی، روش‏های مختلفی را مطرح نموده‏اند، که اولین گام، تشکیل یک حکومت مستقل یهودی است، که این امر در سال 1948، به یاری کشورهای قدرتمندی چون انگلیس و آمریکا،به تحقق یافت.

رژیم صهیونیستی، پس از تشکیل اسرائیل، برای محکم نمودن جای پای خود در سرزمین فلسطین، و در اختیار گرفتن اقتصاد آن سرزمین، اقدامات مختلفی انجام داد، و با اعمال سیاست‏های اقتصادی تصرف زمین‏های کشاورزی، در اختیار گرفتن مراکز صنعتی و...، بر اقتصاد فلسطین سیطره پیدا کرد،و از آن جایی که خاک فلسطین به تنهایی نمی‏توانست جواب‏گوی نیازهای اقتصادی یهودیان باشد، اقدام به دست‏اندازی به کشورهای همسایه نمود، و سرزمین‏هایی که بهره اقتصادی، سیاسی و...،داشت را چون:بخشی از کشورهای اردن، لبنان، سوریه و...، به تصرف خود درآورد، امّا این تنها اقداماتی اولیه برای رسیدن به اهداف شوم اسرائیل است.

چنان که در پروتکل شماره شش صهیونیست‏ها آمده،آن‏ها در صدد آن هستند، برای سلطه بر جهان، ثروت‏های عظیم منابع طبیعی و...، که جوامع غیر یهودی در اختیار دارند را به انحصار خود درآورند.(25) با توجه به این که سرزمین فلسطین، منطقه‏ای است که از فقر منابع معدنی و مواد اولیه برخوردار می‏باشد، از این رو،رژیم صهیونیستی، برای بهره می‏برد. از آن منابع، جهت تقویت اقتصاد خود، و نهایتاً سلطه بر آن منابع، سیاست‏های مختلفی را به کار برده و می‏برد. که از جمله آن سیاست‏ها، همان‏گونه که قبل از این اشاره شد،توسل به زور، تهدید، مذاکره و...، است.

صهیونیست‏ها علی رغم این که خود از مواد اولیه صنعت، در فقر به سر می‏برند، امّا همواره در تربیت افراد متخصص، در زمینه‏های اقتصادی و صنعتی تلاش نموده‏اند، و سالیانه 2 درصد بودجه آن رژیم را به مسائل اقتصادی و تحقیقات، اختصاص داده‏اند، و اگر به صورت واقع بینانه بخواهیم به امر تخصص در آن کشور بپردازیم، می‏توان گفت، اسرائیل یکی از کشورهایی است، که از متخصصین زیادی ، در زمینه‏های مختلف بهره دارد. از این رو، یکی از راه‏های نفوذ در اقتصاد کشورهای جهان، از طریق اقتصاددانان آن رژیم می‏باشد، که در طرح‏های اقتصادی منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای، همواره به صورتی عمل نموده‏اند که منافع رژیم صهیونیستی تأمین گردد.

به‏کارگیری ابزار اقتصادی جزء وظایف و مأموریت‏های بانک‏ها، و اتاق‏های بازر گانی یهود است ، که در سراسر جهان پراکنده‏اند.این ابزار از زمان‏های گذشته، به دلایل سیاسی، و با هدف تأثیرگذاری بر روند برنامه‏های اقتصادی جهان، نفوذ خود به اقتصاد جهانی، به ویژه اقتصاد کشورهای قدرتمند، از جمله آمریکا را آغاز نموده‏اند،(26) و با اعمال سیاست‏هایی که منافع رژیم صهیونیستی در آن تأمین می‏شود،در سطح بین‏المللی نقش ایفاءمی‏کنند.اسرائیل به ویژه در دهه 1990/1370 در صدد نفوذ هر چه بیشتر در اقتصاد کشورهای خاورمیانه است،چنانچه در سال‏های اخیر با اشغال کشورهای افغانستان و عراق توسط آمریکا، شرکت‏های یهودی در صحنه اقتصادی آن کشورها حاضر شده، و با حمایت‏های آمریکا ، در امور اقتصادی کشورهای خاورمیانه، به خصوص کشورهای اشغال شده، بسیار فعّال شده و سعی در اعمال سیاست‏های خود دارند.

یکی دیگر از راه‏های دست‏یابی صهیونیست‏ها به برتری اقتصادی در سطح بین‏المللی، فعّال بودن در تجارت جهانی است. مؤفقیت در این امر،مستلزم داشتن توان، در زمینه‏های مختلف می‏باشد. رژیم صهیونیستی، برای ارتقاء توان رقابت اقتصادی‏اش در سطح بین‏المللی، از لحاظ تکنولوژی،در اعلب نقاط مختلف جهان حاضر است ،و هم‏چنین ،با دادن مشاوره‏های اقتصادی به کشورهای دیگر به ویژه، کشورهای منطقه خاورمیانه،در صدد هموارسازی سلطه بر اقتصاد جهانی است.

دومین عامل تأثیرگذار بر توان رقابت در سطح بین‏الملل، دسترسی به بازار بزرگ، برای عرضه کالاهای تولیدی است(27)، که رژیم صهیونیستی علاوه بر کشورهای اروپایی، آفریقایی و...، در صدد است،بیش از پیش، با روش‏های مذاکره و...، منطقه خاورمیانه را که از لحاظ منابع معدنی و مواد اولیه غنی می‏باشد، را به یک بازار مصرف برای خود درآورد. مؤفقیت درتجارت جهانی مستلزم این است که، یک کشور، اقتصاد کشورهای دیگر را وابسته به خود سازد.از این رو، رژیم صهیونیستی با اعمال سیاست‏های گوناگون، در منطقه خاورمیانه، در مسیر وابسته نمودن کشورهای این منطقه گام برمی‏دارد.

از جمله راه‏هایی که اسرائیل در نفوذ، بر اقتصاد کشورهای خاورمیانه از جمله، مصر، اردن و...، در پیش گرفته، دادن وام به آن کشورهاست، و این شیوه،جزء برنامه‏های تأکید شده از سوی بنیان‏گذاران صهیونیسم است، و این مسأله در پروتکل‏های صهیونیست،آمده است: در پروتکل شماره 21 چنین آمده است:که ما یهودیان پول‏های مازاد بر احتیاج‏مان را به کشورهای غیریهودی وام می‏دهیم، و با استفاده از رشوه‏خواری مدیران و اهمال و ندانم‏کاری فرمانروایان این ممالک، دو تا سه برابر پول‏های‏مان را پس می‏گیریم.(28) رژیم صهیونیستی، با انعقاد قراردادهای اقتصادی با کشورهای منطقه خاورمیانه، و اجرای سیاست‏های اقتصادی خود در منطقه، و هم‏چنین اعطای وام‏های طولانی مدّت، با سودهای زیاد، به طور مسلّم کشورهای طرف قرارداد را مدیون خود ساخته، و از این مؤقعیت کمال استفاده را در جهت اجرای طرح‏های توسعه طلبانه خود می‏نماید، و کشورهای وام‏دار به اسرائیل،برای حفظ مؤقعیت اقتصادی، و جلوگیری از ورشکستگی خود هم که شده، چاره‏ای جزء، همراهی با سیاست‏های رژیم صهیونیستی ندارد.

کشورهای قدرتمندی چون آمریکا و...، که در منطقه خاورمیانه تأثیرگذارند، و از حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی‏اند، با مطرح نمودن عناوینی چون، صلح خاورمیانه، دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، دمکراسی و...، این منطقه را ملتهب کرده، و کشورهای منطقه نیز،برای حفظ امنیّت خود، به انعقاد معاهدات امنیتی، نظامی و...، با کشورهای قدرتمند حامی اسرائیل روی آورده‏اند.

یکی از راه‏های تأمین امنیّت کشورهای منطقه، مجهّز شدن، به سلاح‏های پیشرفته نظامی است که در این میان، رژیم صهیونیستی با فروش سلاح‏های نظامی خود، سود سرشاری را نصیب خود کرده،به علاوه، وابسته کردن این کشورها و سود ناشی از انعقاد قراردادهای اقتصادی و سودآور ،اسرائیل را بیش از گذشته به سوی سلطه‏گری بر اقتصاد جهانی به پیش می‏برد.


ANTI  ISLAM.....................salehMEXET

Assalamo Alaikom My dearest brother in Islam.
My dearest brother, and fellow, in True Islam The Holy Quran and the teachings of the Holy Prophet SAWA every True Muslim is to battle corruption and injsutice where ever they maybe living. To leave a land is offered as an option By Lord Almighty Allah for those who are scared for their lives but is not compulsory. The Regime in Iran is the copy of Bani Abbasid reign, they killed whoever opposed them. Dont please take me wrong, Olama Azam Like Late Ayatollah Khomaini RA tried to say this through out his speeches, and no one got it, instead they made a promete and an idol from him to run this land aground. He I have heard did not agree with most of the events through out the land, like the mass execution ran by the psychopat khalkhali LA, who damaged this land beyond repair and destroyed many lives, and then reported it to Agha Khomaini. You see The land Iran I guess you have forgotten is the one of the first ever lands on this earth who had culture and language, written history and system way before Arabs like Omar bin khattab and others with in the regime of bani omayya and bani abbas knew what a society is , their language was killing, raping, destruction and demeanering. If you read the speeches of Holy Prophet of Islam He says SAWA; Iam an Arab, but Arabs are not from me. meaning I born within this nation but have no idea what these people are. Your Regime in Iran is the copy cat that regimes which killed whoever had a love for Imam Ali or any other Ahlel Bait. you say no? love is not only talk, it is an action a person takes upon himself or herself to prove a point, and in this matter, love of Ali means living Like Ali, talking and walking the walk.
ok lets talk;
1- there is no written or documented prisoners or prison inIslam, within the time period of Prophet Mohammad SAWA. All the prisoners of war were free in the town and free to go back when they finished teaching an arab soldier how to read and write a language.
2- there is no tolerance whatso ever towards torture of any kind in Islam
3-There not a single documented stoning death of a woman or man in Islam (stonning to death in Islam means a social death, bringing about shame to the person who committed Zena Adultery, for if you kill that person you have not saved a soul but distroyed one) and the one who can throw the first stone (do Sharia law) is the one who is innocent of all sins, (Masoom) and there are no masooms in your country or any other except the Last Imam SAWA who is not in Iranian government...!!!
4-You can not imprison someone who does not like your regime, just like bani abbas and bani omayya
5-you can not enforce religionupon anyone,(read ayat al kursi) la ikraha feedeen...........so you cann ot go around in streets and enforce religion on anyone.
6-there is a complete freedom of religion in Islam, and therefore you can not prosecute others who are not muslims, no matter what they believe in.
7-there are no Mullahs in Islam.never been never will be, these are people who do sell religion for those who are interested in the so called mullah made hereafter story (story of medicci brothers, pope in vatican italy early 15th century), do not mistake with true Islamic teachings and Ma'ad spoken in Holy Quran.(ref; read books by so called olama about what is happening in the grave) the same poeple who are coming up with letters suposedly from the last Imam SAWA
8-Islam Is the religion of tolerance, knowledge, progress, and questionings.
9-read quran where Allah SWT says, when they ask you of soul say...( he is talking of poeple who are questioning matters within Quran, the first chapter in Quran, ever revealed is Surrah al Alaq, read it it talks about letracy and gaining knwledge...no illetracy is tolerated in Islam...) or the chapter Al Rahman about Oceans and oceanography, or Dokhan which talks about evolution adn creation....this is not the smoke haj agha talking....
10- In Islam you do not hang children on the light posts for others to leaen, you love children and provide them with great posiibilities to grow into great intellectuals.
11- In Islam you just get up and take off because you can not stand the trashy regime, you fight them and send them where the previous regime is sent.
12-In Islam You do not call yousrself a Muslim, if your neighbor is hungery and your met, your fellow have a problem and you can help but dont, you do have personal issues but critisize your next fellow, ......
and finally you keep on talking about Velayat...what do you mean by this. if this is to make this regime godforbid look and sound like Velayat Imam Alai SA, then you should stop it at once.

talk to you later. wassalam

ضد مسیح.......................saleh MEXET

وبلاگ > تهرانی، مهدی  - اگر سکانس افتتاحیه فیلم با مرگ دلخراش و تکان دهنده ی فرزند این زوج که هیچ نامی هم در داستان ندارند آغاز می گردد ، سکانس پایانی با حوادثی ده ها برابر تکان دهنده و غم افزا به آخر می رسد ...

ملودرام ترسناک ضد مسیح داستان زوجی است که غرق در پریشانی و اندوهند . و وامانده و درمانده به سبب از دست دادن فرزندشان به کلبه ای در بیشه ای متروک پناه می برند با این هدف و امید و آرزو که بلکه این تنهایی خود خواسته شان کمی و اندکی بتواند آنها را به آرامش خیال برساند. روندی که نه تنها اتفاق نمی افتد بلکه مصایب فراوان و غیر قابل جبرانی را نیز پیش  رویشان قرار می دهد . اگر سکانس افتتاحیه فیلم با مرگ دلخراش و تکان دهنده ی فرزند این زوج که هیچ نامی هم در داستان ندارند آغاز می گردد ، سکانس پایانی با حوادثی ده ها برابر تکان دهنده و غم افزا به آخر می رسد ...

اکران آخرین فیلم لارس فون تریه ی دانمارکی در حالی از دیروز پنجم آذرماه  در استرالیا آغاز شد ، که عمده تماشاگران با ترک سالن از او و فیلمش استقبال کردند. اتفاقی که هرگز تازه قلمداد نمی شود چراکه بازی از شش ماه پیش در کن فرانسه آغاز شد و تا حالا ادامه دارد.

تماشاگران حاضر در کن 62 ، منتظر نماندند تا ضد مسیح به پایان برسد ، فیلم به دقایق 55 رسیده بود که صدای فریاد و هو کردن های خلق الله در سالن پیچید و دقایقی بعد فقط این صندلی های خالی بودند که کثافت کاری های ویلم دافو و شارلوت گینزبورگ را درفیلم نظاره می کردند. خود فون تریه بشدت از این اتفاق و عکس العمل تماشاگران شوکه شده بود چرا که او هر جا رفته بود در صدر نشسته بود و حالا اینگونه خوار و حقیر گشته بود آنهم در جایی که سبب شده بود تا او به دنیای سینما معرفی شود. همه این اتفاقات و بی محلی های تماشاگران و اظهار نظر منتقدان در باره فیلم که اعتقاد داشتند ضد مسیح صلاحیت ندارد که بین 20 فیلم انتخاب شده بخش مسابقه باشد ؛ باعث شد که فون تریه به مرز جنون برسد و زنجیر پاره کند. آنهم در جلسه پرسش و پاسخ بعد از نمایش فیلم . جایی که فون تریه به زمین و زمان بد گفت و رسما تماشاگران حاضر را احمق نامید و خودش رانیز بهترین کارگردان جهان در حال حاضر معرفی کرد. دلیل  عمده ی بروز این رفتارهای غیرقابل قبول احتمالا به خاطراین است که  فون تریه توقع داشت  مانند 9 سال پیش ؛ در کن امسال نیز نخل طلا به او برسد . چرا که او سال 2000 با فیلم رقصنده در تاریکی به نخل طلا رسیده بود و طی سالهای اخیر نیز تقریبا در کن حضور همیشگی داشت. و تقریبا جزو سوگلی ها و کشف های کن به شمار می آمد.

در همان کن 62 آلن دلون رئیس اسبق فستیوال کن هشدار داده بود که اگر فون تریه دست از خودخواهی و لوس بازی هایش برندارد و عذر خواهی نکند مردم عاشق سینما در همین پیاده رو های پاریس ادبش خواهند کرد و بیاد دارید که این پیش بینی فقط 6 ساعت طول کشید تا به حقیقت برسد و در عصر18 مه آقای دانمارکی در راهپیمایی اعتراض آمیزی که تماشاگران ترتیب داده بودندکتک مفصلی خورد و زود تر هم فرانسه را ترک کرد.

همه ی این ها باعث شد فون تریه هرگز نتواند ضد مسیح را مثل یک فیلم معمولی در سینماهای کشورهای مختلف و حتی در آمریکا به اکران بگذارد.بنابراین اتفاقی که دیروز در سیدنی استرالیا  روی داد اصلا غیر مترقبه نبود.

شاید برایتان جالب باشد اگر بگویم که ضد مسیح پس از رونمایی اش در 18 می در فستیوال فیلم کن تا کنون چهار بار در آمریکا به صورت محدود و یا با شرکت در جشنواره های درجه دو توانسته خودش را به پرده نقره ا ی نزدیک کند. اولین بار در جشنواره آستین در 25 سپتامبر ، سپس در فستیوال فیلم نیویورک در دوم اکتبر، بعد از آن مجبور شد تا وقت هست ودر 21 اکتبر بصورت دی وی دی فیلمش را توزیع کند و سرانجام هم برای بار چهارم  در 23 اکتبر به صورتی بسیار محدود در 21 سالن فیلمش در نیویورک و کالیفرنیا به روی پرده رفت و چیزی حدود یک میلیون دلار فروخت .

 این تعقیب و گریز ها به دلیل این نبود که فیلم فون تریه به لحاظ هنری  هیچ چیزی در چنته نداشته باشد ، اگر اینگونه بود که راجر ایبرت نازنینمان به فیلمش 3ستاره نمی داد ( اگرچه معدل امتیاز منتقدان آمریکایی ، منظورم آنهایی است که سرشان به تن شان بیارزد چیزی در حدود نیم ستاره برآورد شده ، یعنی از نگاه آنها ضدمسیح فیلمی مرخص است) بلکه بدلیل رفتارهای زننده و تکرار مداوم این حرکات مزخرف و توهین های مستمرش به منتقدان و به ویژه به تماشاگران بود که خالق داگ ویل از خرداد تا کنون از خود بروز داده است.

به نظر می رسد هنوز آتش فون تریه داغ داغ است .حرف ها و اظهار نظر های او ذره ای تعدیل نشده و او همه جا منتقدین و تماشاگران را به نفهمی متهم می کند. از این روست که مدیران شبکه های تلویزیونی استرالیایی نیز راضی به پخش گفتگو های انجام شده با فون تریه نیستند. چراکه در شب افتتاحیه این فیلم در سیدنی بازهم فون تریه یقه خبرنگاران را گرفت و فهم آنها و تماشاگران را در حد فیلی دانست که پاپ کورن بدست به تماشای فیلمش آمده اند.

در واقع هنوز که هنوز است " ضد مسیح " دارد قربانی می گیرد. و قربانی ها کسانی نیستند جز تماشاگران و منتقدین بخت برگشته !

anti 666......................salehMEXET

کسانی که مطالب مربوط به فراماسونری رو دنبال میکنن ، مطالب مربوط به ماسونی بودن ساختمان جدید مجلس و بنای برج قوامین و مشرف بودن اون به مصلی تهران براشون مطلبی آشناست . از نظر من مطالبی که تا به حال در این خصوص در وب گسترش پیدا کردن دلیل و مدرک کافی برای اثبات موضوع ارائه ندادن به همین دلیل برخی افراد اونها رو توهم میدونن . اما من سعی دارم در این پست این ادعاها رو با دلیل و مدرک ثابت کنم.

مطالبی که در این پست میخونید:

1) بازبینی تصاویری از اعداد و اشکال مقدس ماسونی .

2) دلیلی برای اثبات ادعای ماسونی بودن ساختمان قوامین

3) دلایلی محکم برای اثبات ماسونی بودن ساختمان مجلس

4) نفوذ و تاثیر باور نکردنی ماسونها در معماری کشورهای اسلامی

* یکی از تصاویری که در این مطلب به آن پرداخته شده :

ساختمان جدید مجلس و معماری مرموز آن

 

 

(بازهم یاد آوری میکنم که قبل از خوندن این مطلب پیش زمینه ی فکری در مورد فراماسونری برای خوانندگان مطالب این وبلاگ لازمه . بخاطر همین هم مطلب فراماسونری دریک نگاه (کلیک کنید!) رو براتون آماده کردم که خوندنش وقت زیادی از کسانی که تا به حال مطلبی در این مورد نخوندن و حال خوندن مقالات مفصل رو ندارن نمیگیره)

۱) بازبینی تصاویری از اعداد و اشکال مقدس ماسونی .

ابتدا میخوام به سه  تصویر معروفی اشاره کنم که حتما اونها رو در مطالب مربوط به فراماسونری دیدید. اما بازبینی اونها لازمه .

تصویر عقاب پشت اسکناس یک دلاری ، یکی از دوطرح مهر رسمی ایالات متحده که اهمیت و تقدس چندعدد و شکل رو برای ماسونها نشون میده :

تصویر بعدی هم یک تصویر از هرم جهان بین یا همون هرم نور افشان هست که برای ماسونها اهمیت زیادی داره:

 

واما تصویر سوم که تصویری از یک  ابلیسک هست که برای مسلمونها بسیار آشناست :

ابلیسک (obelisk)

و ستاره ی شش گوشه 

۲) دلیلی محکم برای اثبات ادعای ماسونی بودن ساختمان قوامین

حتما در مطالبی که قبلاً  در مورد موسسه قوامین تهران و برج اون خوندید به دو مورد مهم برخوردید . یکی اینکه این برج  مشخصات یک  ابلیسک رو داراست (سطح مقطع مربعی و نوک هرمی) و دیگر اینکه این ساختمان مشرف به مصلی بزرگ تهران ساخته شده!

بسیاری مطلب اول رو به کلی رد میکنن و بسیاری دیگر اون رو غیر عمدی میدونن در مورد مطلب دوم

هم ، به این دلیل که یک برج میتونه بر خیلی از نقاط یک شهر مشرف باشه مضحک میدونن!

اما دلیلی محکم برای اثبات ادعای اول:

این موسسه با توسعه ی روز افزونی که داره مجبوره شعب مرکزی خودش رو در مراکز استانها افتتاح بکنه . برای مثال به تازگی  در استان گیلان شعبه ی مرکزی اون در نزدیکی میدان مصلی (توشیبا) رشت در حال ساخته . نکته ی قابل تامل در مورد این ساختمان وجود داره شکل هرمی بالای اونه که در بین تمام ساختمانهای شهر رشت بی نظیره و سطح مقطع مربعی اونه که کاملاً  مشخصات یک اوبلیسک رو داره !

این مسأله نشون میده که این موسسه قصد داره سبک خاصی رو در مورد ساختمانهای اصلی خودش در سطح کشور دنبال بکنه!

 ودلیلی برای اثبات اتفاقی نبودن اشراف برج قوامین تهران بر مصلی بزرگ این شهر:

همونطور که اشاره کردم این ساختمان در میدان مصلی (توشیبا) رشت واقع شده . این میدان اسم خودش رو از مصلی رشت گرفته . همونطور که در عکس ماهواره ای این میدان میبینید مصلی رشت در این میدان واقع شده!

3) دلایلی محکم برای اثبات ماسونی بودن ساختمان مجلس

تقرببا میشه گفت در تمامی مطالبی که تا به الآن در مورد ماسونی بودن ساختمان جدید مجلس نوشته شده ، فقط به هرمی بودن این ساختمان عظیم و مهم اشاره شده!

در صورتی که من سه تصویر برای اثبات این موضوع تهیه کردم که فکر نمیکنم تا به حال کسی با دقت بهشون پرداخته باشه:

تصویر اول که توضیحات لازم رو در خودش داره:

 

تصویر دوم که علاوه بر هرمی بودن این ساختمان نکات مرموز دیگه ای رو هم آشکار میکنه:

 

 

و تصویر سوم که شش ضلعی بودن صحن مجلس رو نشون میده !

 

نکته ی جالب توجهی که در تحقیقاتم درباره ساختمان مجلس بهش برخوردم صحبتهای طراح اون و نقد یک مجله بر این ساختمان بود که متن رو عیناْ براتون گذاشتم :

طراح پروژه(ذكايي، عبدالرضا) دروصف آن مي‌گويد:

«يكي از عوامل موثر در شكل‌گيري بناي مجلس، تناسبات و ارتفاع و عملكرد دو بناي شمالي و جنوبي بوده است تا اين بنا بتواند ضمن استفاده مداوم از دو بناي موجود با محيط اطراف خود نيز هماهنگي كامل را برقرار كند.»«به نظر ما فرم مثلث راه‌حل خوبي بود. هم فرم پايداري است، هم سه قوه را تداعي مي‌كند و هم هندسه قابل بسطي در همه‌ي جهات دارد. راس مثلث روي ساختمان مرتفع‌اداري قرار مي‌گيرد و هرچه به طرف ساختمان كميسيون‌ها مي‌آييم دوبال آن باز مي‌شود. ارتفاع در سمت ساختمان اداري حداقل است و هر چه به ساختمان كميسيون‌ها نزديك مي‌شويم، زياد مي‌شود. با اينكه ارتفاع هرم 45 متر است، به دليل نحوه ارتفاع‌گيري آن، برخلاف دو ساختمان شمالي وجنوبي در مقابل ديگر ساختمانها قرار نگرفته است.»

--------------------------------------------------------------------------------------

آيا مي‌توان بين سه راس مثلث و سه قوه ارتباطي برقرار كرد؟ رابطه‌ي دو قوه با قوه مقننه كه وظيقه قانون‌گذاري را بر عهده دارد چگونه است كه در چنين فرمي به ظهور نشسته است؟ 

واقعيت اين است كه فرم انتخاب شده ارتباطي با سايت تاريخي و بسيار ارزشمند خود برقرار نمي‌كند. براي مكاني كه نماد تاريخ معاصر ايران است – از ساخته شدن مدرسه سهپسالار (شهيد مطهري فعلي) به دست اولين مهندس معمار تحصيلكرده ايراني، تا به توپ بستن مجلس شوراي ملي توسط محمدعلي شاه قاجار و از سخنراني‌هاي پرشور دكتر محمد مصدق در ميدان بهارستان تا تظاهرات مردم ايران در انقلاب 1357 و … لازم بود با دقت و انديشه بيشتري، فرم پروژه انتخاب مي شد و حتي بهتر بود طرح نهايي را به قضاوت مردم مي‌گذاشتند، تا مردم خانه‌ي خود را انتخاب كنند؛ همانگونه كه نمايندگانشان را انتخاب مي‌كنند.

این مقاله نخستین با در ماهنامه بین المللی ساخت و ساز شماره 30 –دی ماه 1382 ،ص.20

توصیه میکنم متن کامل این نقد رو هم بخونید . واقعا جالبه :

 

                       برای خواندن متن کامل این نقد ، اینجا کلیک کنید!

 

 

4) نفوذ و تاثیر باور نکردنی ماسونها در معماری کشورهای اسلامی

فکر نمیکنم تصاویر تاسف باری که در این قسمت از مطلب میبینید نیاز به توضیح زیادی داشته باشن.

تلفیق نام مبارک اهل بیت و نمادهای اسلامی و ابلیسک:

یک ابلیسک در نزدیکی مسجد تاریخی ایاصوفیه ترکیه:

 

مسجد شاه فیصل با معماری غریب ماسونی:

 

تاثیر پذیری معماری شهر های امارات متحده ی عربی از معماری ضد دین ماسونی: